ایست و هیس

0
11

دیار باد منجیل_ شکوفه های زیتون_ عادل کشاورز تاکنون به دو کلمه هشدار دهنده «ایست و هیس» و کاربردهای این دو کلمه و نقش آنها در مسیر طبیعی زندگی ما انسانها توجه نموده اید؟ شما با شنیدن این دو کلمه چه عکس العملی از خود نشان می دهید. خوشحال می شوید یا ناراحت؟ بی تفاوت از کنار آن

شکوفه های زیتون_ عادل کشاورز

تاکنون به دو کلمه هشدار دهنده «ایست و هیس» و کاربردهای این دو کلمه و نقش آنها در مسیر طبیعی زندگی ما انسانها توجه نموده اید؟ شما با شنیدن این دو کلمه چه عکس العملی از خود نشان می دهید. خوشحال می شوید یا ناراحت؟ بی تفاوت از کنار آن رد می شوید یا دچار ترس می شوید؟ بالاخره هر یک از آدم ها عکس العمل خاص خودشان را خواهند داشت. لاکن تمامی انسانها در یک نقطه واکنش یک نواختی از خود نشان  خواهند داد. در مقابل شنیدن کلمه ایست از حرکت باز خواهند ایستاد و با شنیدن کلمه هیس سکوت اختیار خواهند نمود و اما  نکته اصلی این است که عدم نشان دادن واکنش مناسب و به موقع در برابر هر یک از این کلمات ما را دچار چالشی بزرگ خواهد نمود و امکان وارد آمدن صدمات و خسارات جانی و حتی منجر به مرگ دور از تصور نیست. کافیست شما در شرایطی خاص و حاد در مقابل دستور «ایست» یک پلیس بجای ایستادن اقدام به فرار بنمایید. واکنشی که از سوی پلیس صورت خواهد گرفت همان خطری است که بدان اشاره رفت. یا در مقابل یک هشدار به سکوت همان علامت «هیس» که معمولاً در مراکز درمانی و بیمارستانی به صورت مختلف و اکثراً تصویری به نمایش گذاشته می شود و به شما هشدار می دهد که در این مکان برای رعایت حال بیماران نیاز است که سکوت اختیار کنید. شما اقدام به داد و فریاد و با صدای بلند سخن گفتن نمایید. مسلماً در این نقطه با تذکر و دعوت به سکوت مواجه خواهید شد و در اینجاست که می توانید تفاوت در عدم رعایت و الزام به نشان دادن عکس العمل مناسب به علامت و فرمان هشدار را مشاهده بنمایید. در اولی یعنی عدم اطاعت از دستور «ایست» مواجه با برخوردها و رفتار های سخت و تهدید جانی خواهید شد و اما در عدم رعایت دستور و علامت «هیس» دعوت به سکوت یا حداکثر مواجه با یک تذکر تند خواهید گردید. غرض از اشاره به این دو هشدار پرداختن به موضوعی در همین راستا اما نه در قالبی که ذکر شد بلکه اینکه آیا لازم است که ما انسان ها در قالب خودمان و در ذهن و نهاد و تفکر و درون خودمان و در مواجه با پدیده های اجتماعی این دو عنصر «ایست و هیس» را نهادینه کنیم تا در رفتارمان و برخوردمان و در روابط اجتماعی خودمان از این دو عنصر بهره ببریم و از وارد آمدن خسارت و زیان به خودمان در مواقعی که باید «ایست» نماییم و از ایجاد مزاحمت و ناراحتی برای دیگران در مواقعی که باید «هیس» نماییم، جلوگیری بنماییم و این خود پالایشی را بدون اینکه دیگران تذکری و یا تهدیدی را متوجه ما نمایند انجام دهیم و آنگاه است که می توان  از بسیاری ناهنجاری های اجتماعی و برخوردها و رفتارهای بی سرانجام و بی نتیجه و دشمن تراش  و دوست فراری ده جلوگیری نمود. در ادامه این توجه به عناصر « ایست و هیس» درونی مسیر و طریق به خودی خود در راستای رفتار اعتدال گرایانه سوق داده می شود و در این فضای اعتدالی به راحتی می توانیم به اهداف خودمان برسیم و دیگران را مجاب به همفکری و همراهی و مشاوره و مشورت در امور اجتماعی با رغبت و رضایت نه اجبار وادار کرد. پس از همین امروز دو عنصر « ایست و هیس» درونی خودمان را شکل و قالب دهیم و آن را تقویت کرده تا به نقطه ای از اعتماد بنفس برسیم که دیگر نیاز به «ایست و هیس» خارج از درون خود توسط کسان دیگری نباشد. اگر بخواهم به صورت مصداقی به کاربرد این دو کلمه در برخورد با پدیده های اجتماعی بپردازم باید به دو عنصر « وجدان و انصاف» ربط و مرتبط بسازم. فقط یک ایست به وجدان می تواند کمک حال باشد در رعایت نقد و انتقاد و یا قضاوت افراد و توجه به «ایست درونی» است که انسان را از افتادن به چاله و دره بی وجدانی محفوظ می دارد و انسان را نجات می دهد از مرگ روحی و روانی ناشی از رفتارهای بی وجدانانه در قضاوت کردن ها در نقد و نقادی ها و کمک حال می شود برای بهتر و دقیق تر دیدن نقاط مثبت و منفی به صورت همزمان و از سیاه و سفید دیدن ها و شنیدن ها منع می نماید انسان را و متذکر می شود که غیر از این دو رنگ جهان پر از انواع رنگ هاست. دنیا را باید رنگی و رنگارنگ دید. تا روح انسان جلاء یابد و جلوگیری شود از هلاکت روحی و روانی انسان که اینگونه مرگ و هلاکت را تجربه کردن چون تدریجی است و ادامه دار بسیار سخت و طاقت فرسا است. تحمل چنین مرگی و به یقین که مرگ جسمی قابل تحمل تر خواهد بود. پس تقویت «ایست درونی» را اصل بپنداریم تا در بزنگاه با رجوع به آن روح و روان خود را آرامش دهیم و همچنین در کنار این «ایست درونی» «هیس درونی» را هم به عنوان یک هشدار دهنده معتدل و اعتدالی با  بکارگیری عنصر انصاف در کنار وجدان در درون خویش وسعت ببخشیم تا رفتارهایمان را بر پایه و اساس انصاف تنظیم و منصف بودن در  تمامی زمینه های روابط اجتماعی را بعنوان یک اصل مد نظر قرار دهیم و این هم میسر نمی گردد مگر زنگ هشدار درونی را در قالب کلمه هیس هر از چندی به صدا در آوریم تا با شنیدن آن زنگ متوجه شویم که رعایت انصاف  فراموش نشود./فعال سیاسی و اجتماعی

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید