6.6 C
Tehran
پنج شنبه، 6 آذر 1399
خانه اخبار سیاسی رهبر انقلاب: بنده معتقد به اصولگرای اصلاح طلبم

رهبر انقلاب: بنده معتقد به اصولگرای اصلاح طلبم

0
11

رهبر انقلاب: بنده معتقد به اصولگرای اصلاح‌طلبم | دعوای اصلاح‌طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم

بنده دعوای اصلاح‌طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیم بندی را غلط می‌دانم. نقطه‌ی مقابل اصولگرا، اصلاح طلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاح طلب، اصولگرا نیست. نقطه‌ی مقابل اصولگرا، آدم بی اصول و لاابالی است؛ آدمی که به هیچ اصلی معتقد نیست.

به گزارش دیار باد منجیل، «اصولگرای اصلاح طلب با مشی اعتدال؛ ما از مشی ترسیم شده توسط مقام معظم رهبری در دانشگاه کرمان تبعیت می کنیم».

شاید وقتی گزاره فوق از سوی غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی نقل می‌شد، نماینده مردم رشت حتی به ذهنش نیز خطور نمی‌کرد که به خاطر ولایتمداری و ذکر بیانات رهبر انقلاب و اینگونه مورد شماتت و تخریب قرار بگیرد و در این بین خودارزشی پندارهای بنده زر و زور، گوی تخریب را از دیگران ربوده‌اند چرا که فصل انتخابات نزدیک است و برای تخریب رقیب باید از هر روشی استفاده و همه چیز را قربانی کرد و حتی گر نیاز باشد باید حقایق را وارونه کرد.

اما برای اینکه بدانیم اعتقاد به «اصولگرای اصلاح‌طلب» از کجا آمده و ریشه این اظهارات از کجا سرچشمه می‌گیرد، بازخوانی بیانات رهبر معظم انقلاب در دانشگاه کرمان ضروری است:

متن زیر بخشی از صحبت‌های حضرت آیت اللّه خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، که مربوط به سخنرانی سال۸۴ ایشان در جمع دانشجویان دانشگاه کرمان است و ایشان در آن نکاتی را درباره وجود جناح‌های مختلف سیاسیِ دارای سلایق متفاوت در کشور ابراز نموده‌اند که می‌خوانید.

رهبر معظم انقلاب:

الان هم(بدخواهان) نظام را متهم می‌کنند که می‌خواهد دستگاه را یکدست کند؛ نه، یکدست کردن مطلقاً مورد قبول دستگاه نیست. اگر مراد از یکدست کردن این است که همه‌ی کار‌های کشور به یک جناح سپرده شود، این چیز غلطی است و بنده هم اصلاً اعتقادی به این ندارم. دو جناح مقابل در مجموعه‌ی نظام می‌توانند باشند و فعالیت کنند؛ ولی شرطش این است که به قانون اساسی وفادار باشند. این‌ها بر کارِ هم نظارت می‌کنند، با هم رقابت سالم می‌کنند. این مسابقه، پیشرفت به وجود می‌آورد و از در بسته بودنِ تشکیلات گوناگون حکومتی جلوگیری می‌کند؛ این چیز مغتنم و خوبی است.

بنده سه چهار سال قبل در نماز جمعه‌ی تهران گفتم دو جناح برای این کشور مثل دو بالند، که کشور با این دو بال می‌تواند پرواز کند. اما اگر یکدست کردنی که آن‌ها دستگاه را متهم می‌کنند، معنایش حاکمیت یکپارچه و اجازه ندادن به شکاف در حاکمیت و در اصول است، این لازم است. در هیچ جای دنیا به کسانی که به قانون اساسی و اصول آن کشور معتقد نیستند، اجازه نمی‌دهند در بخش‌های حاکمیت وارد شوند. در کجای دنیا چنین اجازه یی داده می‌شود؟ آیا در امریکا و انگلیس و جا‌های دیگر به کسی که با اصول و ارزش‌های امریکایی مخالف است، اجازه می‌دهند در رأس حکومت بیاید؟ شما می‌بینید در مبارزات انتخاباتی شان اختلاف بین دو حزب و دو جناح بر سر چیز‌های بسیار جزئی‌تر از این حرف هاست؛ بزرگترین اش این است که به عراق حمله کنیم یا نکنیم – یک جناح می‌گوید حمله کنیم، یک جناح می‌گوید حمله نکنیم – والّا اختلاف سر مسائلی از این قبیل است که مالیات فلان جنس را افزایش دهیم یا نه؛ راجع به مسائل زیست محیطی چنین بکنیم یا نه. مگر در دنیای دمکراسی اجازه می‌دهند که کسانی که با اصول و مبانی یک نظام مخالفند، بیایند داخل حاکمیت آن نظام شوند؟ هیچ جای دنیا چنین اجازه یی نمی‌دهند. البته معلوم است که ما هم اجازه نمی‌دهیم. کسانی که قانون اساسی را قبول ندارند، کسانی که اصل نظام جمهوری اسلامی را قبول ندارند، این‌ها بیایند در رأس نظام جمهوری اسلامی قرار بگیرند؟! اسم این اصلاح طلبی است؟

بنده دعوای اصلاح طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیم بندی را غلط می‌دانم. نقطه‌ی مقابل اصولگرا، اصلاح طلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاح طلب، اصولگرا نیست. نقطه‌ی مقابل اصولگرا، آدم بی اصول و لاابالی است؛ آدمی که به هیچ اصلی معتقد نیست؛ آدم هرهری مذهب است. یک روز منافع او یا فضای عمومی ایجاب می‌کند که بشدت ضد سرمایه گذاری و سرمایه داری حرکت کند، یک روز هم منافع اش یا فضا ایجاب می‌کند که طرفدار سرسخت سرمایه داری شود؛ حتّی به شکل وابسته و نابابش! نقطه‌ی مقابل اصلاح طلبی، افساد است. بنده معتقد به اصولگرای اصلاح طلبم؛ اصول متین و متقنی که از مبانی معرفتی اسلام برخاسته، با اصلاح روش‌ها به صورت روزبه روز و نوبه نو.

ما باید روش‌ها را اصلاح کنیم. در روش‌ها اشتباه و نقص وجود دارد. گاهی به مرحله یی می‌رسیم که امروز دیگر جواب نمی‌دهد؛ باید مرحله‌ی دیگری را شروع کنیم. حفظ اصول و اصلاح روش ها، معنای اصلاح طلبی است.

البته از نظر امریکایی‌ها اصلاح یعنی ضدیت با نظام جمهوری اسلامی. رضاخان آمد اصلاحات راه انداخت؛ محمدرضا هم آمد اصلاحات راه انداخت؛ این همان چیزی است که بنده گفتم اصلاحات امریکایی. این اصلاحات به درد خودشان می‌خورد. ملت ایران اصلاح را براساس اصول خود انجام می‌دهد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید