خدایا، خودت به تیم امید ایران رحم کن!

0
14

خبرورزشی/ آرتین زهرابی: در یکی، دو روز گذشته خبر رسیده بود که مذاکراتی برای حضور فرهاد مجیدی در تیم امید شده است و امروز در مصاحبه مهدی تاج از این مساله به طور رسمی رونمایی شد.

حالا فقط «بله آخر مجیدی» به تقاضای فدراسیون فوتبال مانده است، فدراسیونی که در انتخاب سرمربی تیم امید به بن بست رسید!

آنچه می تواند به عنوان یک سوال اساسی مطرح شود اما این است که ملاک و تشخیص فدراسیون فوتبال برای انتخاب سرمربی چیست؟

فدراسیونی که ابتدا کرانچار را انتخاب می کند، بعد او را به بهانه های مختلف کنار می گذارد، سپس با یحیی گل محمدی توافق می کند، بعد این مذاکرات به نتیجه نمی رسد و چند گزینه دیگر مطرح می شود و ناگهان پای فرهاد مجیدی به میان می آید آیا می داند معنای این اتفاق، از این شاخه به آن شاخه پریدن است؟ بدون هیچ چک و چانه ای، پای حکمت و تدبیر در میان نیست.

فرهاد مجیدی در خوشبینانه ترین حالت ممکن تصور می کرد بعد از تمام شدن کار شفر در استقلال، سرمربی این تیم است. او هرگز گمان نمی کرد روزی فدراسیون فوتبال برای سرمربیگری تیم امید، پیشنهادی غیر منتظره بدهد و در نهایت با فرهاد مجیدی توافق کند.

تیمی که بیش از ۴۰ سال در راه صعود به المپیک ناکام بوده، به طور ناگهانی به فرهاد مجیدی می رسد که تجربه سرمربیگری ندارد. این مساله هیچ ربطی به استعداد فرهاد در مربیگری ندارد. او حتما در آینده می تواند جزو مربیان خوب و پر کار فوتبال ایران باشد اما حضور در تیم امید در این مقطع ویژه زمانی چه معنایی دارد؟

فدراسیون یک تیم بی مربی را به فرهاد مجیدی می سپارد تا فقط مرتکب یک ریسک بزرگ شده باشد؛

 اگر تیم امید نتیجه گرفت که گرفت؛ فدراسیون بابت این انتخاب به خود افتخار می کند و مجیدی هم در مربیگری جا می افتاد اما اگر صعود به المپیک به حسرتی ۵۰ ساله تبدیل شد، سرمایه ای دیگر در فوتبال ایران آتش می گیرد.

ملاحظه می کنید پشت تمام این تصمیم سازی ها، تفکر خاصی وجود ندارد و طبق معمول همه چیز به قضا و قدر سپرده می شود.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید